مهدى عبداللهى

144

هدايت وسياست در پرتو گفتگوهاى امير المؤمنين ( ع ) ( فارسى )

گفت من « مُساحق بن مَخرَمه » معترف به لغزش ، مقرّ به خطا وتوبه كننده از گناهم . حضرت فرمود : از شما گذشتم و سوگند به خدا ، در ميان شما كسى هست كه برايم مهم نيست با دستش بيعت كند يا با پشتش . چون اگر بيعت هم بكند آن را خواهد شكست . سپس مروان بن حكم پيش آمد در حالى كه به شخصى تكيه كرده بود . حضرت پرسيد آيا زخمى هستى ؟ گفت : بلى يا اميرالمؤمنين ، و گمان مىكنم كه مرا خواهد كشت ! حضرت تبسّم كرد و فرمود : نه واللّه اين زخم‌ها تو را نخواهد كشت و اين امّت از دست تو و فرزندانت روز سرخى را خواهند ديد ، سپس مروان بيعت كرد و برگشت . « عبدالرحمن بن حارث بن هشام » پيش رفت ، حضرت چون او را ديد فرمود : به خدا سوگند ، تو و خاندانت صاحب آسايش و ثروت بوديد ! و ليكن من از شما مىگذرم ، امّا بر من ناگوار بود كه شما را در ميان اينان مىديدم ، دوست داشتم اين جريان بر غير شما رخ مىداد . عبدالرّحمن عرض كرد : اكنون متأسفانه اين گونه شد . سپس بيعت كرد و برگشت « 1 » .

--> ( 1 ) - الجمل : 413 . .